پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 9:46
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کار که گیر کرد، رفت سر وقت کشوی میزش...
بندبازی در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 9:46
بندبازی در ادامه، هر آنچه باید درباره «بندبازی» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. توکل کردن واقعا پدیده‌ی عجیبی‌یه. در ...
بندبازی - تاریخ: 1404/8/30 ساعت: 13:30
توکل کردن واقعا پدیده‌ی عجیبی‌یه. در حالیکه ظاهر همه چیز سخت و در هم پیچیده‌ست و در حالیکه ضرب آهنگ همه اتفاق‌های پشت هم بر علیه آدمه و در حالیکه هر دو دوتا چهارتایی آدم رو از ادامه مسیر منع می‌کنه و در حالیکه همه چیز تاریک و مبهمه و هیچ افق روشنی پیش روی ذهن آدم نیست و در حالیکه بعضی وقتا بابت همه‌...
«اترس و لرز» - تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 17:03
نقله که ابراهیم دست هاجر و اسماعیلش رو گرفت و مردم و سرزمینی که به کفر آباد شده بود رو به قصد برهوت بی آب و علفی که وعده ایمانش رو داده بودن ترک کرد ؛ همین ! نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۱&nbsp توسط MRM  |  Adblock test (Why?)
«سفر چرا ؟» - تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 17:03
آخرشم که مرگ میادو ما رو با همه ترسهای استخونسوزی که همه زندگی ازشون فرار میکنیم روبرو میکنه نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۲&nbsp توسط MRM  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 9:42
به اسمش !قــرآن بــاز کـــردم؛ آمـــد کـــه" نــســو الـلـه فــنـســيـهـــم"اسـمـش را گـذاشـتـم نـسـیانجایی که فراموش میشود و هـراز گـــاهـــی بــه یـــاد مـی آیــدبـرای خـودم مـی نـویــسم و بـعد بــرای آدم هـایــی کـه بـخـوانـنـد، و نپرسنددلـبـســتــه اش نــمــی شـــوم؛اســمــش را گـذاشـتـم نـسـیان...
«بودن» - تاریخ: 1401/8/8 ساعت: 18:18
یه روز تو یکی از جلسههای فیزیک بنوشیم، برای اینکه مفهوم گرانش رو برای آدمهای جلسه جا بندازم، یه پاک کن کوچیک رو از ارتفاع یک متری رها کردم و بعد چند لحظه مات و مبهوت به اتفاقی که افتاده بود خیره شدم. نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان ۱۴۰۱&nbsp توسط MRM  |  Adblock test (Why?)
«مکانیسم تدافعی» - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:41
چند روز پیش توی جمع خانواده یه بهانهای گیر و آوردم و برای اولین باری بخشی از بالا و پایینهای ذهنم رو درباره زندگی برای آدمها روایت کردم. اونها هم یکساعت و نیم  تمام نشستن و سیر تا پیاز صغری و کبریهام رو از اول تا آخر گوش دادن .الان دو سه روزه از اون شب میگذره و من همچنان خسته گفتن اون حرفهام ؛ به ای...
" صور " - تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 22:02
دیشب درحالیکه در اعماق یه خواب سنگین و آروم معلق بودم،xa0با ضربهxa0ناگهانیxa0و مهیبxa0یه صدای بلند از خواب پریدم. به حدی ترسیده و غافلگیرxa0شده بودم که حتی نفهمیدم چطور خودم رو از رختخواب به کلید روی دیوارxa0رسو
«Limbo» - تاریخ: 1399/12/9 ساعت: 22:02
به طور اتفاقی یاد اون روز توی هتل افتادم.xa0تنها، حوالی ساعت هشت و نه شب، بعد از اون جلسه چرند مزخرف با مصطفیxa0و دست آخرxa0قرار بر این شد که از محافظهکاریهای امن زندگی بیرون بکشم و دست به کاری ببرم که ب
«علیک» - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 14:06
xa0xa0xa0اللهمxa0 اخرجنیxa0 من ظلماتxa0xa0الوهمxa0 اکرمنیxa0 بالنورxa0 فهمxa0اللهم افتح علینا ابواب رحمتک؛ ونشر علینا خزائن علومکxa0xa0xa0xa0
« روشنی » - تاریخ: 1398/3/31 ساعت: 11:52
xa0xa0xa0xa0xa0عجیبه؛xa0دیگه نمیتونم بنویسم ! با وجود همه ماجراهای این روزها !xa0و بر خلاف انتظار، فکرxa0کنم معنی خوبی پشت این اتفاقxa0باشه.xa0xa0xa0xa0xa0xa0
« هفت رنگش میشود هفتاد رنگ » - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 7:24
xa0 xa0 و هو الذی یتوفاکم باللیل و یعلم ما جرحتم بالنهار ثم یبعثکم فیه لیقضى اجل مسمى ثم الیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون xa0 xa0 xa0 دلم برای خدا تنگ شدهxa0
« برای شدن » - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 7:24
اونقدر که من از این سالهای پرسه زدن لابلای منبر و وعظ و کلاس درس میفهمم، دنیای ما دنیای واقعی علتها و چرائیهاست؛ هیچ چیزی توش بدون دلیل اتفاق نمیافتهxa0و تو دنیایی که سر تا پای بودنش رو علت و دلیل و
« مستر استرنج » - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 7:24
بیشفعالم ! اونطور که از شواهد برمیاد، باید این یکی مهمانِ ناغافلِ از ناکجا آباده رسیده رو هم به ویترین باقی خُلقها و عادتهای عجیب و غریبم اضافه کنم. احساس دوگانه و کج و کولهاییه. از یه طرف یه حس ش
« Sleep in peace dear PLUS» - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 7:24
بیست و هشتم فوریه؛و گوگل، گوگل پلاس رو از دسترس خارج کرد.xa0روزگاری پلاس امانتدارِxa0مهربانِ بیقراری روزهام بود و با رفتنش بخشxa0نانوشتهای از خاطرهیxa0روزهای پر اتفاق روxa0میبره.فکر کردم حالا که آخرین ساعت
«فن فانتزی» - تاریخ: 1397/11/20 ساعت: 7:24
xa0به عنوان یه سوال بنیادی،xa0عجیبxa0نیست که هری به جمع جانپیچهای اسمش رو نبرxa0اضافه شده و لرد سیاه با اون فضائل و کرامات عالیه خودش از ماجرا بیخبره؟یه روزگاری شاید نشستم و یه روایت جدید برای ماجراجوئیهای
« اجاره داده میشود » - تاریخ: 1397/6/13 ساعت: 14:50
xa0 دیروز به طور اتفاقی گذرم افتاد به مطب یه دکتر طب سنتی. چند ثانیهای نبض دستم رو گرفت و پشت بندش پرسید: " تو چرا اینقدر فکر میکنی؟! "از تحیرات برآمده از همچُنانطور تشخیص ناغافل و غیرمنتظرهای که بگذر
« عزرائیل » - تاریخ: 1396/12/24 ساعت: 13:37
کوله چفیه سبز عربییه جلد قرآن چندتا دونه ماژیک که یادگار نیکشهریها هم بینشون بود کتابنشان های طرح فرشیه جلد بدایه،   یه جفت گیوه یه جلد آدولف. هـبه تاریخ سحرگاه بیست و سوم بهمن نود و شش  نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶&nbsp توسط MRM  |  Let's block ads! (Why?)
« از رنجی که میبریم » - تاریخ: 1396/12/24 ساعت: 13:37
 المتقدم لهم مارق    و    المتاخر عنهم زاهق پ.ن: من درمیان شما باشم یا نباشم . . پ.ن: این پست بعدا و در وضعیت مناسب تر بروز میشه  نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶&nbsp توسط MRM  |  Let's block ads! (Why?)