برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
به اسمش !قــرآن بــاز کـــردم؛ آمـــد کـــه" نــســو الـلـه فــنـســيـهـــم"اسـمـش را گـذاشـتـم نـسـیانجایی که فراموش میشود و هـراز گـــاهـــی بــه یـــاد مـی آیــدبـرای خـودم مـی نـویــسم و بـعد بــرای آدم هـایــی کـه بـخـوانـنـد، و نپرسنددلـبـســتــه اش نــمــی شـــوم؛اســمــش را گـذاشـتـم نـسـیانجــایـی که فــراموش مـیــشــود هــــــمــــــانــنــد انـــــــســـــان مگر آنهایشان که ایمان آوردند . . .
[email protected]
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
یه روز تو یکی از جلسههای فیزیک بنوشیم، برای اینکه مفهوم گرانش رو برای آدمهای جلسه جا بندازم، یه پاک کن کوچیک رو از ارتفاع یک متری رها کردم و بعد چند لحظه مات و مبهوت به اتفاقی که افتاده بود خیره شدم.
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان ۱۴۰۱  توسط MRM |
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم اکرمنی بالنور فهم
اللهم افتح علینا ابواب رحمتک؛ ونشر علینا خزائن علومک
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
عجیبه؛ دیگه نمیتونم بنویسم ! با وجود همه ماجراهای این روزها !
و بر خلاف انتظار، فکر کنم معنی خوبی پشت این اتفاق باشه.
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
و هو الذی یتوفاکم باللیل و یعلم ما جرحتم بالنهار ثم یبعثکم فیه لیقضى اجل مسمى ثم الیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون
دلم برای خدا تنگ شده
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار
برچسب:
نویسنده: حسین رستگار