« بین جنبیک » - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 5:28
xa0 توی بالا و پایین های زندگی، هروقت هرجا گرفتار تنگی شدم، وقتی نگاه کردم به صدر و ذیل این گرفتاری، هیچ دلیلی پیدا نکردم جز خودم، خودم و خودم. دقیقا همین جا، بین همین دوتا شقیقه. ما رو از خودمون خلاص کن . .xa0
« چای نبات » - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 5:28
xa0 xa0 هنوز هم میخنده ؛ همون خنده ریز شیرین به قول خودش عصبی که دست خیال من رو میگرفت، می برد تا ناکجا آباد . .xa0 xa0 xa0 پ.ن:xa0 بیشتر بخند . .xa0
« بین اثنین » - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 5:28
xa0 xa0 خب بعد از چندی سر و کله زدن با تنهایی و بیکاری بعد از سیستان و جنگ و دعواهای همیشگی تو خونه و کلنجار رفتن با این دوگانه درون، باید بگم این تنهایی واقعا قابلیت این رو داره که آدم رو تا مرزهای روانی شدن پیش ببره. صرفا کافیه یه چندی این بنی بشر با خودش تنها باشه تا این بِکش نکش های درونی سر درب...
« و دست های خدا پر از معجزه اند . . » - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 5:28
xa0 نسیان جای خاصی یهخونه گرم حرف هایی که هرجایی گفتنی نیست.حریم آروم حادثه هاست،حادثه هایی از جنس من،xa0از پایینی ترین لایه های بودنxa0 وقتی هست، یعنی زندگی هست،و وقتی ساکته،یعنی حادثه ای نیست مثل همین روزها چقدر دلم برای یه معجزه تنگ شده . .xa0 xa0 xa0 پ.ن:تیتر ازxa0فاخته