« در مرثیه رویایی که نیست »

خرید بک لینک

این روزها آدمها بیشتر میپرسن که چته و خب در جواب چه چیزی میتونه بدتر از از دست رفتن حس و حال زندگی باشه ؟ وقتی همه دنیا تبدیل بشه به اتفاقات بی رنگ تکراری و چیزی از جنس تو وجود نداشته باشه که شوقِ شدن و حال به ثمر رسیدن رو بهت بده.

چیزهایی که این سالها ب بهانه بزرگ شدن، واقع بین شدن و آروم گرفتن رها کردم، رویاهایی بودن که معنای زندگی رو به دوش میکشیدن و راه رو برای رفتن روشن میکردن. عجیب نیست که وقتی از دست رفتن، مثل راه گم کرده ها وسط زندگی سرگردون شدم و برای خلاصی از سرگشتگی این خلای بی هدف دنبال سرپناه های بی اصل رو گرفتم.
اما حداقل حالا میدونم کدوم استخون سالهاست لای این زخم جا خوش کرده. حال خوشی نیست، اما به آگاهی میانه این برزخ میارزه؛ هرچند هنوز نگران صغری کبرا چیدن های این دنیای محافظه کارم.

چقدر دلم برای اون ذهن تخیّلگر و خیالپرداز تنگ شده

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۵ توسط MRM |

نسیان...

ما را در سایت نسیان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:02

صفحه بندی