اونقدر که من از این سالهای پرسه زدن لابلای منبر و وعظ و کلاس درس میفهمم، دنیای ما دنیای واقعی علتها و چرائیهاست؛ هیچ چیزی توش بدون دلیل اتفاق نمیافته و تو دنیایی که سر تا پای بودنش رو علت و دلیل و چرایی احاطه کرده، سرنوشت خوشبختی و تباهی هیچ آدمی به دست میل و رغبت کسی رقم نمیخوره.
دنیای ما دنیای واقعییه شدنها و به تحقق رسیدن هاست، اونجایی که آخر این دنیا وایستن رو به روت، بهت امر کنن که افشا شو و تو با همه واقعیتی که هستی فاش بشی و به عاقبتت برسی.
حکایتش حکایت اون دوندهاییه که ایستاده لب پرتگاه مرگ و راهی بجز پریدن نداره؛ هیچ التماس و تمنا و قسم و باور و اعتقادی به کارش نمیاد؛ یا اونقدر آماده پریدنه که جون سالم به در میبره و عاقبتش ختم به خیر میشه یا قوت پاهاش کفایت زندگیش رو نمیکنه و به باد تباهی میره.
دنیای ما دنیای واقعییه شدنها و به تحقق رسیدن هاست؛ وقتش که رسید میپرسن از حقیقت بودنت، نه از اعتبار باورت. میتونی تمام عمر حیوان مجسمی باشی که روزگارش رو پای سجده سجاده و ذکر زیر لب تباه کرده و با هزار عربده و ادعای درون پوچش، طلبکار بهشت واهیای باشه که آرزوش رو به گور میبره یا ملحد بیدین از خدا بیخبری که به هر مصیبتی افسار نفساش رو دست میگیره و راهش باز میشه به خنکای بهشت آدمیت.
دنیای ما دنیای واقعییه شدنها و به تحقق رسیدنهاست؛ بهشت را به بها دهند، نه به بهانه ./
پ.ن:
1. #ملاصدرا
2. این پست یه پاراگراف نانوشته داره؛ خطهایی که باید درباره معنی واقعی آدم بودن و راه واقعی رسیدن بهش بپرسن.
نسیان...ما را در سایت نسیان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 119