یه چندماهی میشه که دوباره برگشتم به مدرسه و درس دادن رو شروع کردم. بار اولی یه که سر و کله زدن با بچه های سیزده چهارده ساله رو تجربه میکنم. سر کلاس ها بخش قابل توجهی از انرژیم بجای اینکه صرف یاد دادن بشه، صرف تلاش فرسایشی و خسته کننده برای کنترل انرژی بیش از حد بچه ها و مهار شیطنت هاشون میشه.
وضعیت دوست نداشتنی و عجیبی یه. مساله مهم درباره اش اینه که معنای ما به عنوان آدمهائی که رسالت شون خلق راهی برای کشف شدن دنیای بچه هاست، به تقلاهای بی معنا برای مهار و حصر کردن آدمهائی تبدیل شده که شیطنت، بازیگوشی، سر به هوائی و چارچوب ناپذیری جز لذتبخش و جدایی ناپذیر هویت و بودنشونه.
عجیب نیست معمولا آدمها دل خوشی از دوران مدرسه ندارن.
نسیان...ما را در سایت نسیان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 116