سکوت
عجیبه
مدتی یه که بشدت ساکت شدم. خیلی مختص به این چاردیواری هم نمیشه. خیلی وقته سکوت بیشتر لحظه های زندگیم رو پر کرده و تمایل شدیدم به خلوت و تنهایی به باقی ابعاد زندگی غالب شده. چندماهی هست که خیلی توی خونه با اباذر و ایمان حرف نمیزنم، چیزهای مشترک برای گفتن به مهمون هایی که هرازگاهی میان و میرن پیدا نمیکنم، دست و دلم به نوشتن نمیره و قبول دعوت های گاه و بیگاه دوستان نزدیک زندگیم تبدیل شده به انجام تکلیف با اکراهی که به امید نگه داشتن جمع آدمها بعد از گذشتن از این حال انجامشون میدم.
یه وقت هایی به کم و زیاد این ماجرا فکر میکنم. به اینکه چقدر این حال میتونه درباره خودم یه خلوتی دنج باشه و درباره دیگران یه دخمه پرت.
باید یه فکری به حالش بکنم.
پ.ن:
حتی الان دارم به این فکر میکنم که نوشتن همین چند خط هم چ کار بیخودی بود
نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۶ توسط MRM |
نسیان...ما را در سایت نسیان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 112