
بندبازی در ادامه، هر آنچه باید درباره «بندبازی» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. توکل کردن واقعا پدیدهی عجیبییه. در حالیکه ظاهر همه چیز سخت و در هم پیچیدهست و در حالیکه ضرب آهنگ همه اتفاقهای پشت هم بر علیه آدمه و در حالیکه هر دو دوتا چهارتایی آدم رو از ادامه مسیر منع میکنه و در حالیکه همه چیز تاریک و مبهمه...
ادامه مطلب
توکل کردن واقعا پدیدهی عجیبییه. در حالیکه ظاهر همه چیز سخت و در هم پیچیدهست و در حالیکه ضرب آهنگ همه اتفاقهای پشت هم بر علیه آدمه و در حالیکه هر دو دوتا چهارتایی آدم رو از ادامه مسیر منع میکنه و در حالیکه همه چیز تاریک و مبهمه و هیچ افق روشنی پیش روی ذهن آدم نیست و در حالیکه بعضی وقتا بابت همهی این رنجها از شدت درد به خودت میپیچی، با تمام این اوصاف همچنان به رفتن ادامه میدی فقط و فقط بخاطر اینکه به وجود چیزی در عقبهی این عالم اعتقاد داری و اون عقبه ثمرهی هر کاری رو ضمانت کرده.بعضی جاهای مسیر از شدت سختی راه تمام وجودم خالی میشه و با هزاری لعن و نفرین از خودم میپرسم که وسط این شهرآشوب چه غلطی میکنم و باز یذره بعد، این تنِ پسافتاده رو زیر دست و پا جمع میکنم، یه نفس دوباره میگیر...
ادامه مطلب
المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق پ.ن: من درمیان شما باشم یا نباشم . . پ.ن: این پست بعدا و در وضعیت مناسب تر بروز میشه نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۶  توسط MRM | Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
سالها گذشته و من هنوز بعضی وقت ها شبیه آواره تو یه شوره زار بی آب و علف، توی سرگشتگی درون خودم گم میشم. نه میفهمم کجام، نه میفهمم چی هستم و نه میفهمم چرا هستم. نه معلومه چیکار باید بکنم و نه معلومه کجا باید برم. هر آدمی اما ی آرمانشهر داره؛ آرمانشهری که متعلقه به خودش، اون تو معنا پیدا میکنه و وجودش به بروز میرسه. هر آدمی یه آرمانشهر داره؛ یه آرمانشهر درست همین حوالی باور کن . ....
ادامه مطلب
اسفندماه خاصی یه؛چیزی که قراره زمستون و بهار خلقت رو، با همه تضادها و فرق هاشون بهم وصل کنه باید هم اتفاق خاصی باشه.روزهایی که اونقدر آروم آروم عوض میشن که میشه لحظه به لحظه اش رو با همه وجود فهمید و ثانیه با ثانیه هاش رو با عمیق ترین نفس ها تو کشید. اسفند ماه خاصی یه، پر از تغییر، پر از تضاد، پر از امید. پر از دلهره های آخرین لحظه ها، هیجان دقیقه های شدن اسفند ماه قشنگی یه،بهترین روزهایی که بشه زندگی رو شروع کرد . . پ.ن:در آستانه ۲۶ سالگی !پ.ن:اگه میخوید بدونید، بیشترین چیزی که خوشالم میکنه، گلدونای کوچیک بنفشه ست. رنگ و وارنگ، زیاد زیاد . ....
ادامه مطلب
هروقت لینک وبلاگ رو یه جایی از این گوشه و کنارها میذارم، برمیگردم و شروع میکنم به ورانداز این چاردیواری و به این فکر میکنم که در و دیوار این وبلاگ و این چار کلوم نوشته، چه تصویری از صاحب این دنیا به آدمها میده. به این فکر میکنم که چقدر این آدم برای بقیه آدمها جذابه و یا اینکه چقدر به اون چیزی که واقعا هستم شباهت داره. پ.ن: پایان باز !...
ادامه مطلب
نسیان جای خاصی یهخونه گرم حرف هایی که هرجایی گفتنی نیست.حریم آروم حادثه هاست،حادثه هایی از جنس من،از پایینی ترین لایه های بودن وقتی هست، یعنی زندگی هست،و وقتی ساکته،یعنی حادثه ای نیست مثل همین روزها چقدر دلم برای یه معجزه تنگ شده . . پ.ن:تیتر ازفاخته...
ادامه مطلب